قتل «مهسا زاهدی» و کاستی‌های جدی در روند رسیدگی به پرونده؛ روایتی از خشونت ساختاری علیه زنان در سراوان

بامداد سه‌شنبه ۲۷ آبان‌ماه ۱۴۰۴، پیکر «مهسا زاهدی» دختر جوان حدوداً ۱۹ ساله بلوچ، فرزند ایوب و اهل روستای دزک سراوان، پس از ساعتها جست‌وجو از داخل یک چاه زیرزمینی در اطراف این روستا بیرون کشیده شد. براساس اطلاعات محرز، مهسا توسط شوهرخواهرش به قتل رسیده و قاتل پس از ارتکاب جنایت طی یک تماس تلفنی با خانواده، محل رها کردن پیکر را اعلام کرده و سپس خود را به نیروهای نظامی معرفی کرده و مسئولیت قتل را پذیرفته است.

مهسا زاهدی از چهره‌های شناخته‌شده در حرفه آرایشگری سراوان بود و همراه خواهران خود در یک سالن زیبایی کار می‌کرد. او در آستانه نامزدی و ورود به مرحله‌ای تازه از زندگی قرار داشت؛ مرحله‌ای که خانواده و نزدیکان با امید بسیار در انتظار آن بودند. ناپدیدشدن ناگهانی او روزهایی قبل از مراسم، جامعه محلی و خانواده‌اش را در نگرانی فرو برد. پیگیری‌های خانواده نشان داد آخرین تماسهای او با داماد خانواده بوده است؛ فردی که بعدتر اعتراف به قتل کرد.

منابع بی‌اچ‌آرجی افزوده‌اند که شوهرخواهر مهسا او را به بهانه‌ای از خانه بیرون فراخوانده و پس از حمله و خفه‌کردن، پیکرش را درون چاه انداخته است. خانواده مهسا معتقدند امکان دارد افراد دیگری نیز در این جنایت دخالت داشته باشند، اما تاکنون هیچ بررسی تخصصی برای شناسایی احتمالی همدستان یا انگیزه دقیق جنایت انجام نشده است و زوایای بسیاری همچنان مبهم باقی مانده‌اند.

این پرونده با کاستی‌ها و کوتاهی‌های جدی در روند تحقیقات همراه بوده است. هیچ بازسازی صحنه‌ای از سوی پلیس آگاهی یا کارآگاهان انجام نشده و با وجود گذشت ده روز از مرگ مهسا، هیچ‌گونه بازرسی فنی از محل وقوع قتل که در خانه خود قاتل بوده صورت نگرفته است. خانواده قاتل پیش از قتل از سوی او به خانه مادر و خواهرش فرستاده شده بودند. افزون بر این، هیچ بررسی از خانه مهسا، وسایل شخصی، خودرو یا محل کارش انجام نشده است. این مجموعه از کوتاهی‌ها باعث نگرانی گسترده خانواده و افکار عمومی شده و پرسش‌های اساسی درباره امکان اجرای عدالت را مطرح کرده است. در حالی که بازجویی کامل همچنان صورت نگرفته، قاتل به زندان منتقل شده اما به گفته نزدیکان، همچنان آزادانه با دیگران در تماس است.

در نبود پدر مهسا، فشار روحی و مسئولیت پیگیری پرونده بر دوش مادر، برادر و خواهران او قرار گرفته است؛ خانواده‌ای که در کنار شوک از دست دادن دختر جوانشان، اکنون با بی‌عملی نهادهای مسئول نیز روبه‌رو هستند.

سرنوشت مهسا زاهدی از یک واقعه فردی فراتر می‌رود و بخشی از واقعیت گسترده‌تری است که سالهاست سازمان‌های حقوق بشری نسبت به آن هشدار می‌دهند؛ خشونت ساختاری، قتل‌های مبتنی بر باورهای سنتی، و نبود سازوکار مؤثر برای حفاظت از زنان در ایران. مرگ مهسا بازتاب بحرانی عمیق در حوزه امنیت و حقوق زنان است و نشان می‌دهد که نبود سازوکارهای پیشگیرانه، تبعیض‌های ریشه‌دار و کاستی‌های جدی در روند رسیدگی قضایی، همچنان جان زنان را در معرض خطر قرار می‌دهد.

مهسا تنها یک رقم در آمار خشونت نیست. او زنی پرتلاش و محبوب در میان اطرافیانش بود و یادش میان خانواده، دوستان و جامعه محلی زنده است. مطالبه برای روشن‌شدن حقیقت، شناسایی تمام عوامل دخیل در قتل و انجام تحقیقات کامل و بی‌طرفانه همچنان ادامه دارد؛ مطالبه‌ای که بسیاری امیدوارند به سکوت سپرده نشود و صدای مهسا راهی برای آگاهی‌بخشی و جلوگیری از تکرار چنین فجایعی باشد.

دکمه بازگشت به بالا